خانوم دکتر عسل حسینی
چند روز پیش یکی از دفترچه هامون رو تعویض کردیم و دفتر چه ی باطل رو دادم به عسل تا بره باهاش بازی کنه.
رفتم تو اتاقش دیدم داره دکتر بازی میکنه و دوست همیشگیش بابا اسفنجی مریض شده.![]()
فدات بشم من. بعد از چند دقیقه اومدی دستتو مشت کردی و میزنی زمین میگی مامان از اینا میخوام.
من اولش متوجه نشدم بعدش فهمیدم که دخمل مامان مهر میخواد.
بعدش رفتیم و برات یه مهر خریدیم و عسل خوشحال و شاد رفت سراغ بازیش.
اینم عکسای خانوم دکتر:
ایشون خانوم دکتر نازمون هستن

اینم از مریضمون

خانوم دکتر در حال پاره کردن یکی از برگه های دفترچه که باید پیش خودش بمونه

اینم از گوشی های خانوم دکتر که با دکترای دیگه در تماس بود خخخخخخخخخخخخ

اینم از مهر خانوم دکتر

اینجا هم در حال معاینه هستن

فدات بشم من دختر نازم. انشاالله که همیشه موفق و پیروز باشی عزیزم


خانوم دکتر عسل حسینی 



